تبلیغات
شهر نور
 my god ...

ای خدا

مگه نمیگی نزدیکم پس چرا نمی بینمت چرا احساست نمی کنم ؟

یه روز یه کاغذ به د ستم رسید

قسمتی از دعای عرفه امام حسین روش نوشته شده بود :

" خدایا تو چقدر به من نزدیکی و من چقدر از تو دور"

به جوابم رسیدم

حالا میدونم که چرا احساست نمی کنم

این قدر مشغول چیزای الکی شده ام ، اینقدر گناه کردم که دور قلبم رو یه دیوار ضخیم سنگی گرفته

دیگه هیچ چیزی از طرف تو نمیتونه رو قلبم تاثیر بذاره

با غروری هم قد و بالای بام آسمان        بار ها در خود شکستن کار آسانی نبود

 

کاش شعر بالا در مورد من هم صدق میکرد

ای خدا

گم شده ام

کمک کن پیدا بشم

حکایت من حکایت این بچه ها هست که  دنبال یه چیز قشنگ میرن ، بعد که بهش می رسن می فهمند که نه چیز باارزشی بوده و هم گم شدن

شیطان هم منو دنبال خودش کشید

با همین چیزای الکی

همونجور که حضرت علی گفته : چیزای الکی رو زیبا جلوه می ده و افراد رو از تو دور می کنه

حالا منو اونقدر دنبال یه کرم شب تاب کشید که خورشید رو گم کردم

الان تو تاریکی گیر کردم و راه برگشت رو بلد نیستم

میشه کمکم کنی

من که اینقدر ضعیف نبودم که با یه حرف از کوره در برم و با حادثه کوچک زانوی غم بغل بگیرم

آخه همیشه تو رو داشتم ، می دونستم اگه  هر چیزی بشه تو هستی یا از طرف تو هست واسه امتحان من یا واسه تنبیه من که آخرش هم خودت ختم به خیرش می کردی

حلا چی ؟ اصلا فراموش کردم که خدایی هم هست

هر وقت تو مشکلی می افتم و چاره ای ندارم ؛ تازه به یادت می افتم

خیلی پست شده ام

خدایا راه رو به من نشون بده

ای تو که از رگ گردن به من نزدیکتری

کمکم کن تا احساست کنم

دوست ندارم همین طور دور خودم بچرخم

دوست دارم تو راه تو پیش برم

ای خدا کمکم کن تا بتونم این شیطونی که قسم خورده بنی آدم رو تا اونجایی که بتونه گمراه کنه ، شکست بدم

بقیه شو بهت میگم تا شاید قلبم ریه تکونی بخوره

شاید یخش باز شد

 

خدایا کمکم کن


نوشته شده توسط محمد جواد فروغی اصل در یکشنبه 13 اردیبهشت 1388 و ساعت 01:51 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 گفتگو با خدا ...

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم
گفتی: فانی قریب
.::
من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.
گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم… كاش می‌شد بهت نزدیك شم
گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.::
هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.
گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم
.::
دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.
گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه
.::
پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.
گفتم: با این همه گناه… آخه چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.::
مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.
گفتم: دیگه روی توبه ندارم ...
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (
ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳ ) ::.
گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.::
خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.
گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم! … توبه می‌كنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك
گفتی: الیس الله بكاف عبده
.:: خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی:یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.::
 ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳)

 


نوشته شده توسط محمد جواد فروغی اصل در یکشنبه 7 مهر 1387 و ساعت 06:09 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 توضیحاتی در مورد جایگاه حجاب در آئین ایرانیان باستان زرتشت ...


در حالی كه در جهان بدحجابی و بی حجابی شیوع پیدا كرده و در اثر همین كار، فساد و بی بندوباری، بسیاری از كشورهای دنیا را فراگرفته، عده ای گمان می كنند كه حجاب مخصوص دین مقدس اسلام است، در حالیكه این توهم صحیح نیست. زیرا آنچه به طور خلاصه می توان گفت آن است كه: تمام ملل و مردم جهان، زنانشان دارای حجاب بوده اند اگرچه در كیفیت پوشش فرق داشته اند.
با كندوكاو در تاریخ ایران باستان و آثار بجای مانده از آن دوران كه اغلب مردم شان كیش زرتشت داشتند، چنین بدست می آید كه زنان ایران از دیرباز حجاب و اخلاق نیكو و پاكدامنیشان زبانزد همه بوده است و این حقیقت نیز روشن می شود كه با ورود اسلام به ایران، حجاب وارد ایران نشده است، بلكه بانوان ایران از قدیم الایام حجاب داشته اند. در تاریخ آمده است كه: هنگامی كه سه تن از دختران كسری (شاهنشاه ساسانی) را به همراه غنائم فراوان نزد عمر آوردند وی دستور داد با آوازی بلند روی آنان فریاد كشند كه پوشش از چهره برگیرند تا مسلمانان آنها را ببینند و خریداران بیشتر با پول زیادتری پیدا شوند. دوشیزگان ایرانی از برهنه كردن صورت خودداری كردند، و یك مشت بر سینة نماینده عمر زدند و آنان را از خود دور ساختند.[1]
همچنین در جاهای مختلف شاهنامه سخن از زن نیكوی ایرانی و حجاب او به میان آمده است كه از این اشعار استفاده می شود كه زنان ایرانی از دیرباز حجاب داشته اند. اكنون به برخی از این اشعار توجه فرمائید:
چنین گفت شیرین كه ای مهتران
جهان گشته و كار دیده سران
سه چیز باشد زنان را بهی
كه باشند زیبای گاه مهی
دگر آنكه فرّخ پسر زاید او
زشوی خجسته بیفزاید او
سه دیگر كه بالا و رویش بود
به پوشیدگی نیز مُوَیش بود
بدانگه من جفت خسرو بُدَم
به پوشیدگی در جهان نو بُدَم
بگفت این بگشاد چادر زروی
همه روی ماه و همه پشت موی
مرا از هنر موی بُد در نهان
كه او را ندیدی كس اندر جهان
نمودم همه پشت این جادویی
نه از تنبل و مكر و ز بدخویی
نه كس سوی من پیش از این دیده بود
نه از مهتران نیز شنیده بود[2]
سخن تهمینه همسر رستم:
به گیتی ز خوبان مرا جفت نیست
چون من زیر چرخ كبود اندكیست
كس از پرده بیرون ندیدی مرا
نه هرگز كسی آواز شنیدی مرا[3]

سخن منیژه:
منیژه منم دخت افراسیاب
برهنه ندیده رخم آفتاب[4]

ویل دورانت دربارة حجاب زنان ایران می نویسد:
در نقشهایی كه از ایران باستان برجای مانده هیچ صورت زن دیده نمی شود.[5] این نقشها نشان می دهد كه زنان دارای حجاب، مخصوصاً با چادر بوده اند.
نویسندة كتاب پوشاك باستانی ایرانیان در این رابطه می نویسد:
تاریخ نویسان دربارة پوشاك آن زمان اكثراً به سكوت گذرانده اند .... با این وصف از روی برخی نقوش كه از آن زمان به جای مانده، به زنانی از این دوره بر می خوریم كه از پهلو بر اسب سوارند، اینان چادری مستطیل بر روی همة لباس خود افكنده اند و در زیر آن یك پیراهن دامن بلند، و زیر این نیز یك پیراهن دیگر بلند تر تا به مچ پا نمایان است.[6]
با این حال لباس مذهبی زرتشتیان در حال حاضر نشان دهندة وجود حجاب در دین زرتشت است. زرتشتیان دارای جامه ویژة مذهبی هستند كه هر فرد پسر یا دختر، پس از رسیدن به سن پانزده سالگی، باید آن را به تن نماید. بگونه ای كه نپوشیدن آن جامة مذهبی باعث ایجاد دیو «در وج ناسو»[7] شمرده است.
این لباس «سدره و كُشتی» نام دارد و كیفیت آن، كه می تواند پوشش كاملی برای زنان به حساب آید. تمام بدن را می پوشاند. و از نظر زرتشت بر هر یك از مرد و زن واجب است كه هنگام انجام مراسم عبادی و نیایش، سر خود را بپوشانند. بنا به گفتة مؤبد «رستم شهرزادی» پوشش زنان باید به گونه ای باشد كه هیچ یك از موهای سرزن از سرپوش بیرون نباشد ذرخرده اوستا به طور صریح چنین آمده است:
«
همگان نامی ز تو برگوییم و همگان سر خود را می پوشیم آنگاه به درگاه دادار اهورا مزدا نماز می كنیم»[8]
بنابراین حجاب در كیش زرتشت مانند سایر ادیان وجود داشته است و این یك ضرورت اجتماعی است كه آیینهای آسمانی به آن توجه كرده اند و مورد تأكید قرار داده اند، هرچند كه عده ای از تعالیم دینی خود سرپیچی می كنند و رو به سوی بدحجابی و بی حجابی می آورند.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1.
مسئله حجاب، استاد شهید مطهری.
2.
فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، دكتر غلامعلی حداد عادل.
3.
حجاب در ادیان الهی، علی محمدی آشنایی.

--------------------------------------
[1] .
محمدی پناه، اسدالله، بهشت جوانان، چاپ نوزدهم، 1383، ص284، به نقل از كتاب حجاب در اسلام، ص59.
[2] .
شاهنامه فردوسی، انتشارات كتابفروشی فخررازی، 1361، ج4، ص515.
[3] .
شاهنامه فردوسی، داستان سهراب، همان، ج1، ص84.
[4] .
شاهنامه فردوسی، همان، ج2، ص195.
[5] .
ویل دورانت، تاریخ تمدن، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، چاپ اول، 1365، ج1، ص434.
[6] .
به نقل از بهشت جوانان، همان، ص284.
[7] .
در وج ناسو، نام دیو ناپاكی است كه تماس وی برای انسان بسیار خطرناك است و عواقب وخیم دارد و هنگام جداشدن روح از بدن به انسان حمله می كند.
[8] .
به نقل از: محمدی آشنایی، علی، حجاب در ادیان، نشر یاقوت، چاپ دوم، 1378، ص135.
نوشته شده توسط محمد جواد فروغی اصل در یکشنبه 7 مهر 1387 و ساعت 06:09 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
  ...

مستان سلامت می‌کنند
جان را غلامت می‌کنند

مستی ز جامت می‌کنند
مستان سلامت می‌کنند

غوغای روحانی نگر
سیلاب طوفانی نگر
خورشید ربانی نگر
مستان سلامت می‌کنند

آن میر غوغا را بگو
وان شور و سودا را بگو
وان سرو خضرا را بگو
مستان سلامت می‌کنند

ای آرزوی آرزو
این پرده را بردار ازو
من کس نمی‌دانم جز او
مستان سلامت می‌کنند

ای ابر خوش باران بیا
ای مستی یاران بیا
ای شاه طراران بیا
مستان سلامت می‌کنند

مستان سلامت می‌کنند
جان را غلامت می‌کنند
مستی ز جامت می‌کنند
مستان سلامت می‌کنند


نوشته شده توسط محمد جواد فروغی اصل در چهارشنبه 8 خرداد 1387 و ساعت 06:05 ق.ظ
ویرایش شده در چهارشنبه 8 خرداد 1387 ساعت 05:05 ق.ظ
  ...

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

دل بی تو به جان آمد وقتست که باز آیی

در آرزوی رویت بنشسته بهر راهی

 صد زاهد و صد عابر سر گشته سودایی

مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد

 کز دست نخواهم شد پایان شکیبایی

ای درد توام درمان در بستر ناکامی

وی یاد توام مونس در گوشه تنهایی

فکر خود و رای خود در امر تو کی کنجد

 فکر است در این وادی خود بینی و خود رایی

در دایره فرمان ما نقطه تسلیمیم

 لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی

 گستاخی و پر رویی تاچند کنی ای مرد

بگذار تو از این وادی تن ده به شکیبایی

                      ((مرحوم ملا محسن فیض کاشانی))


نوشته شده توسط محمد جواد فروغی اصل در چهارشنبه 8 خرداد 1387 و ساعت 05:05 ق.ظ
ویرایش شده در چهارشنبه 8 خرداد 1387 ساعت 05:05 ق.ظ
 شهر نور مازندران ...

سلام

یکی از واژه های که خیای باعث می شه این وبلاگ باز شه همین موضوعه 

البته ربطی نداره چون منظور من شهر نور از لحاظ معنوی بود ولی برای اینکه این افراد هم شاد بشند یه مطلب هم در این مورد روی وبلاگ میگذارم

شهر نور مازندران  

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

شهرستان نور یکی از شهرستانهای استان مازندران ایران است. این شهرستان درمرکز استان واقع شده است و مرکز آن شهر نور است. نور یكی از قدیمی ترین نواحی شهرنشین طبرستان ( مازندران كنونی ) بوده كه به گواهی تاریخ ، رستمدار نام داشته است . تمیشه نام پایتخت بخش ساحلی حكومت رویان بوده كه بنای كنونی شهر نور بر آن قرار دارد . نام دیگر قدیمی آن كه حتی ساكنان کنونی آن نیز گهگاه به جای نور به كار میبرند ، سولده است . نام كنونی نور از رودخانه نور گرفته شده كه از کوههای البرز سرچشمه میگیرد و به رود هراز میپیوندد.

 تقسیمات کشوری

این شهرستان دارای سه بخش مركزی ، بلده و چمستان میباشد . بخش مركزی شامل شهرهای نور ( مركز شهرستان ) ، رویان ( علمده )و ایزدشهر می باشد و از روستاهای مهم آن رستم رود ، تاشكوه علیا و سفلی است . بخش چمستان به مركزیت شهری به همین نام كه در فاصله ۱۵ كیلومتری جنوب شرقی نور ، در مجاورت شهرستان آمل قرار دارد . بخش بلده نیز به مركزیت شهری قدیمی به همین نام در ۸۵ كیلومتری جنوب شهر نور قرار دارد و پل ارتباطی میان دو جاده مهم هراز و چالوس است .

  • بخش بلده

    • دهستان اوزرود

    • دهستان تتارستاق

    • دهستان شیخ فضل اله نوری

شهرها: بلده

  • بخش چمستان

    • دهستان لاویج

    • دهستان میانرود

    • دهستان ناتل رستاق

شهرها: چمستان

شهرها: نور، رویان و ایزدشهر.

گردشگری

مناطق دیدنی این شهرستان شامل : ۱) پارك جنگلی شهر نور ( مهندس سعیدی ) ۲) سواحل زیبا و پلاژ تفریحی در نور ، رویان و ایزدشهر ۳) قلعه پولاد بلده ۴) خانه نیما یوشیج در یوش بلده ۵) پارك جنگلی و چشمه كشپل چمستان ۶) آبشار آب پری رویان ۷) روستای پیمط ۸) آب گرم و جنگل لاویج ۹) هتل نارنجستان میباشد و همچنین یکی از روستاهای اطراف پارك جنگلی و چشمه كشپل چمستان به نام " سلیا کتی " میباشد .

شهرستان نور با 2675 كیلومتر مربع وسعت حدود 3/11 در صد كل مساحت استان را به خود اختصاص داده است

       شهرستان نور در غرب استان قرار گرفته و واز شمال به دریای خزر از مشرق به شهرستان های آمل و محمود آباد از جنوب به رشته كوههای البرز و شهرستان آمل و استان تهران و از مغرب به شهرستانهای نوشهر و چالوس محدود میشود

این شهرستان دارای 5 شهر (نور،بلده ،رویان،چمستان،ایزدشهر) 3 بخش ( مركزی،بلده، چمستان) 8دهستان و 226 آبادی است مطابق آخرین آمار حدود 105000 جمعیت كه حدود 67 درصد روستایی و بقیه شهری میباشد

 

5/3 درصد جمعیت استان را دارد. نور كه تاچند سال قبل سولده نامیده می شد از شهرستان مهم رستمدار و یكی از مراكز ملوك استندار و رستمدار، بخشی    میان رویان و مازندران بوده است. مراكز دیدنی آن عبارتند از :

 قلعه پولاد بلده ، بقعه متبركه آقا شاه بالو زاهد ، بقعه متبركه جمشید كیا سلطان، خانه نیما در بلده ، پل خشتی نور و تكیه تاكر...

شهرستان نور به لحاظ توسعه صنعتی و گردشگری شرایط ممتازی در استان پیدا كرده است. محصول غالب كشاورزی منطقه، برنج می باشد

جذابیتهای منطقه 

گستردگی شهرستان نور از ساحل تا ارتفاعات البرز میانی ، وجود تنوع آب و هوایی، رودخانه ها وآبشارهای طبیعی همـراه با آثار تاریخی و باستانی اعتبار ویژه ای به این شهرستـان بخشیده که می توانـد در زمینه برنامه ریزی سفر کاملا" مؤثر باشند.

پارک جنگلی نور : 

درکیلومتر 5 نور به محمودآباد و در شرق نور با مساحت حدود 4000 هکتار از اوایل دهه 50 شمسی مـورد بهره برداری قرار گرفته و از نظر وسعت یکی از بزرگترین پارک های خاور میانه است . انواع گونه های جنگلی مانند افرا ، ممرز ، توسکا ، انجیلی و ... در آن یافت می شود . رستوران مجهز و زیبا ، آلاچیق های متعدد چوبی پارک های بازی کودکان ، مسجد ، زمین های ورزشی از جمله امکاناتی است که آن را به یکی از تفرجگاههای مهم شمال ایران بدل کرده است . در ابتدای ورودی غربی پارک که از جاده اصلی نور محمودآباد جدا می شود ، سردر زیبای سنگی با ویژگی های معماری و پوشش چوبی ساخته شده که دیدنی است .

ساحل دریا : 

طول خط ساحلی در شهر نور حدود 23 کیلومتر می باشد که به دلیل دارا بودن ساحل ماسه ای ،کم عمق ، حرارت مطلوب ، آب با املاح پایین ، ساحل سازی مناسب ، ایجاد طرحهای مناطق شنای امن برای خانمها و آقایان وامکانات رفاهی، هر ساله در فصل تابستان مسافران بی شماری را به خود جذب می کند .

آبشار آب پری : 

برای رسیدن به آبشار آب پری باید فاصله 5 کیلومتری شهر نور تا شهر رویان را پیمود ، یک خیابان در وسط شهر کوچک رویان در حاشیه غربی پل و رودخانه به طرف جنوب از مسیر اصلی نور به نوشهر جدا می شود که پس از ساخت آسفالت 8 کیلومتری در کنار رودخانه ، کوه و دره جنگلی به آبشار آب پری می رسد ، این مسیر به نام گلندرورد و سوردار معروف است . جریان آب در شیب سنگی 60 درجه کوه منظره زیبایی را ایجاد کرده و دانه های سنگی در پایین جاده به طرف دره و وجود درختان جنگلی در سینه کش آن منظره رویایی را پدید آورده است .

شهر بلده : 

شهر بلده مرکز بخش ییلاقی و کوهستانی بلده در 145 کیلومتری شهر نور واقع شده است . مسیر اصلی دسترسی به آن به صورت آسفالته در کیلومتر 45 جاده هراز و محور ارتباطی آمل به تهران در محلی به نام هردورود بوسیله یک پل به طرف غرب از جاده هراز جدا می شود و پس از طی یک مسافت 55 کیلومتری به شهر بلده می رسد. جاده در تمام طول مسیر از آبادی های خوش آب و هوا عبور می کند و در ادامه پس از عبور از بلده و با مسافت 55 کیلومتر در محل پل زنگوله به جاده کندوان وصل می شود . این شهر از لحاظ آب وهوا، مناظر طبیعی ، چشمه ها و آبشار در فصل تابستان پذیرای گردشگران زیادی است .

یوش و زادگاه نیما یوشیج : 

یوش در فاصله 5 کیلومتری غرب بلده و در مسیری است كه منتهی به جاده کندوانمی شود. علاوه بر جذابیت های طبیعی، زادگاه نیما یوشیج شاعر معروف و نوپرداز معاصردر آنجا قرار دارد و همواره مورد استقبال ادب دوستان جهان است . خانه نیما که آرامگاه وی نیز می باشد از بناهای متعلق به اواخر دوره صفویه است که با ویژگی های سنتی منطقه کوهستانی نور ساخته شده و با پلان مربع شکل دارای یک حیاط مرکزی و اتاق های متعدد در اطراف حیاط می باشد. عناصر تزئینی آن شامل آجرکاری ، گچ بری ، رنگ کاری ، خراطی ، ارسی های زیبا و آینه کاری است كه آثار مهم کشور می باشد .

فیل سنگی : 

در مرکز روستای لاویج قطعه سنگ بزرگی وجود دارد که براثر عوامل و فرسایش طبیعی به شکل فیل نشسته بر زمین خودنمایی می کند که مسافران این روستای خوش آب و هوا از این منظره طبیعی و منحصر به فرد نیز دیدن می کنند . البته بعد از گذر از آب گرم لاویج با حداقل ده دقیقه پیاده روی می توانید از فیل سنگی هم دیدن نمایید.

بقعه آقاشاه بالو زاهد : 

این بقعه در 3کیلومتری شرق چمستان واقع شده است . شهر چمستان در 15 کیلومتری شرق نور قرار دارد و مسیر آسفالته آن از داخل شهر نور آغاز و پس از عبور از مسیری زیبا به چمستان رسیده وپس از طی 15 کیلومتر به شهر چمستان ختم می گردد . بقعه مذکور در ضلع شمالی و مجاور با جاده قرار دارد .

آقا شاه بالو از عرفای اواخر قرن 7 و اوایل قرن 8 هجری قمری و مرشد شیخ حسن جوری چهره اصلی نهضت سربداران خراسان در عهد حکومت مغولان است . بنای آجری با گنبدی مخروطی و تزئینات کاشیکاری بر روی مرقد آقا شیخ بالو زاهد ساخته شده که از آثار مهم تاریخی مازندران به شمار می رود .

آب گرم معدنی لاویج : 

روستای ییلاقی لاویج در25کیلومتری جنوب چمستان در میان دره های جنگلی و زیبای البرز قرار دارد . در کیلومتر 3 چمستان به نور یک مسیر زیبای آسفالته به طرف جنوب از جاده اصلی منشعب می شود که با عبور از پارک جنگلی کشپل به لاویج ختم می شود . آب های گرم لاویج به دلیل خواص بالای درمانی برای دردهای استخوان و مفاصل و بیماری های پوستی همواره گردشگران فراوانی را در تمام فصول سال به خود اختصاص داده است ، امکاناتی مناسب نیز در آن منطقه برای اقامت و استفاده از آب معدنی ایجاد شده است. جاده چمستان به لاویج از پارک کشپل می گذرد و از میان جنگل عبور می کند به همین دلیل فضای دلپذیری را برای گردشگران فراهم می سازد .

پارک جنگلی کشپل : 

در ابتدای جاده آسفالتی لاویج در محور چمستان به آمل قرار دارد ، حاشیه زیبای ساحل رودخانه لاویج رود ، وجود چشمه های پرآب با زلالی ویژه ، امکانات نسبی اقامت و پارک بازی کودکان این پارک را به تفریحگاه مردم منطقه و مسافران غیر بومی تبدیل کرده است .

قلعه پولاد بلده : 

بر روی ارتفاعات شمالی مشرف بر شهر بلده یک قلعه عظیم به چشم می خورد که از معروفترین و بزرگترین قلعه های به جای مانده در شمال ایران است . این قلعه تا اوایل دوره صفویه دایر و مسکونی بوده و مرکز یکی از مقتدرترین قدرتهای محلی آن روز ایران محسوب می شد.

بقعه سلطان احمد بلده : 

در داخل شهر بلده در دامنه کوه واقع شده و دومین بنای مرتفع شهرستان نور است گنبد آن مخروطی و مصالح آن از آجر و روکش گچ می باشد. در حد فاصل گنبد و بدنه نیز نورگیرهایی تعبیه شده و طاق نماهایی نیز اطراف آن را تزیین کرده اند . گنبد از داخل با مرکب سیاه زینت یافته و گچ بری های زیبایی نیز در آن دیده می شود و در دو قسمت آن نقش شیری را کشیده اند که ماری به دور کمر آنها حلقه زده است . کتیبه ای به خط کوفی وجود دارد که دوبار نام حضرت محمد ( ص ) و حضرت علی ( ع ) را نقش کرده اند . کتیبه چوبی روی صندوق نام شیخ احمد نوری و تاریخ 1102 هجری قمری را دارد .

 فاصله نقاط مهم و توریستی منطقه با شهر نور
ازنورتافاصله بر حسب کیلومتر
تهران-جاده کندوان۲۴۰
تهران-جاده هراز۲۲۰
ساری۱۲۰

پارک جنگلی نور

۵
آبشار آب پری۱۱
آبشار حرام او۳۰
سوردار۴۲
قلعه پولاد۱۴۵
بلده۱۴۵
یوش۱۵۲
اوزکلا۱۶۲
پیل۱۷۲
لاویج۴۰
آبگرم معدنی لاویج۴۰
بقعه سلطان احمد۱۴۵
پارک جنگلی کشپل۱۵
سد الیمالات۱۱

 

 

 

 


نوشته شده توسط محمد جواد فروغی اصل در یکشنبه 29 اردیبهشت 1387 و ساعت 05:05 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 یاد خدا ...

این روزها مردم خیلی داغونند . آخه وضع اقتصادی داغونه .  در مواقع سختی هم شیطون خیلی فعال می شه ؛ یعنی پیشنهاد هایی می ده که  ممکن آدم بهش عمل کنه آخه همانطور که می دونید شیطان که قدرتی نداره فقط پیشنهاد می کنه و به اون چیز پیشنهاد شده یه کم جلا و جذابیت می ده تا پیشنهادش رد نشه و فقط آدم هایی که خدا را به یاد دارند تطمیع نمی شند .

متن زیر را که بخونید می فهمید شیطان چه جوری عمل می کنه :

حضرت علی (ع) :


ادامه مطلب

نوشته شده توسط محمد جواد فروغی اصل در جمعه 20 اردیبهشت 1387 و ساعت 03:05 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 یک سوال مهم ...

این مطلب رو که می نویسم به خاطر یه موضوعی  است که چند وقت پیش اتفاق افتاد .

این مسئله پیش اومد که خانم ها دارند دانشگاه را از دست آقایان می گیرند و آقایان باید بروند خونه آشپزی کنند و کار های خانه را انجام بدهند!!!!!

یه سوال برام مطرح شد:

چرا تا به حال که چند هزار سال از عمر بشر می گذره این اتفاق نیفتاده بوده است؟

چرا تا حالا مردها بیرون کار می کردند و زن ها کارهای خانه رو انجام میداده اند؟

چرا جدیداً این مسائل مطرح شده است؟

من از فیمینیست و این چیزا هم نه سر در می آرم و نه دوست دارم سر در بیارم آخه این چیز ها مال غربی هاست و بذار برا خودشون بمونه!!! ما مسلمونیم و می تونیم همه چیز رو در قرآن و دین پیدا کنیم .

خلاصه گفتم برم از مادرم بپرسم ؟ هرچی باشه اون قدیمی تره و هنوز به تقسیم کارها به روش قدیم (مرد پول در میاره و زن خونه داری میکنه و پول ها رو خرج میکنه) معتقده .

یه مکالمه :

من: مامان حاضری بذاری بابا غذا بپزه ؟ بذاری بابا لباس ها رو بشوره ؟ ...

 

مادر : ... نه ؛ بابات نمی تونه ؟

 

من : چرا ؟ یادش بده ؟ هرکس هر چی یاد بگیره میتونه انجام بده

 

مادر : بحث یادگیری نیست ؛ بحث صبر و حوصله هست ؛ این کارها صبر می خواد ؛ حوصله می خواد ؛هنر میخواد؛سلیقه میخواد ؛ مگه شما حوصله این کارا رو دارین؟ شما که می خواید همه چیز رو سر هم بندی کنید ؟ این کارا ظرافت میخواد ؟ مرد برا کارهای سخت ساخته شده ، زن برا کار های لطیف .

 

من : یعنی چی ؟ دو تاشون آدمند یعنی چی هر کدام برای یه کاری ساخته شده ؟ آدم آدمه ، هر کاری بخواد می تونه انجام بده ( البته با غرض می پرسیدم . میخواستم بدونم چی میگه ؟ وگرنه در کتاب دینی دبیرستان خونده بودم ،بحث تساوی و تشابه حقوق زن و مرد ؛ و اون مثال که « یه بابایی می خواسته برا بچه هاش ارث بگذاره و یه ماشین و یه خونه و یه زمین با ارزش مساوی داشته و هر کدام رو بنا به استعدادشون به یکیشون داده» )

 

مادر : نه ؛ خدا ذات زن و مرد رو این جوری آفریده . مرد خشن و زن لطیف ، مرد کارهای قوی و زن کار های ظریف ؟ مرد باید بیرون کار کنه و زن کارای خونه رو انجام بده؟

 

من : این حرفا قدیمیه!!؟ یعنی شما میگین اصلا زنها نباید کار کنن و فعالیت کنند و پول در بیارند ؟

 

مادر : تا اون جا که ممکنه ، نه ، اگه هم مجبور شن کارهای متناسب با خودشون ، نه اینکه برن تو قصابی تِی بکشند و بشن راننده کامیون ... اصلا قدیم نمی گذاشتند ما بریم در دکان قصابی ؛ میگفتند خوب نیست دختر بره در دکان قصابی  چه برسه به این که اونجا کار کنه ؟!!! یا زن بره راننده ی کامیون بشه ؟ خیلی بده ؛ یا بره مکانیک بشه ؟ با هر کس و ناکسی سر و کله بزنه ؟ بعد این صدا و سیما هم با افتخار نشون بده که ایران زنها زندانی نیستند و کار میکنن. غیرت مرد ها کجا رفته ؟ حاضرن زنشون و خواهرشون و دخترشون برا پول با همه سر وکله بزنه .

 زن باید کارهایی که دقت می خواد انجام بده . حسابداری ، مدیریت و کارهای اداری ...

حالا هم بر  بذار به کارهام برسم

 

حرفهای مادرم تا حدی درست و تا حدی قدیمی بود ؟ ولی خوب که فکر کردم دیدم هزاران سال مردم این جوری زندگی میکردند ، اگه بد بود پس چرا تا حالا (ده بیست سال پیش) این جوری بوده و یه دفعه عوض شده ؟ یعنی چند هزار سال مردم نمی فهمیدند و یه دفعه همه چیز رو فهمیدند؟ پس تکلیف ای داستان چی میشه؟

که بعد از ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه قرار شد پیامبر امور زندگی رو بینشون تقسیم کنه و کارهای خونه را به حضرت زهرا واگذار کرد و کارهای بیرون را به حضرت علی و هردوشون هم خوشحال شدند

مگه پیامبر که معصوم هست اشتباه هم میکنه ؟ معلومه پیامبر برای پاره ی تنش و برادر وحتی خودش ( مربوط به قضیه مباهله که  حضرت علی  نفس پیامبر گفته شده است ) بخواد تصمیم بگیره بهترین تصمیم رو نمیگیره ؟

چرا حضرت فاطمه خوشحال میشه ؟ مگه نمی خواد در جامعه فعالیت داشته باشد ؟ اصلاً بگیریم فضای قدیم فرق میکرده ؛ فکر نکنم پیامبر در مورد فضا و زمان و مادیات تصمیم می گرفته و هر چه گفته را می توان به فطرت و ذات آدمی که تغییر ناپذیر است ربط داد .!!!!!!!

« وای ! چقدر سوال ؟ دارم گیج می شم » رفتم سراغ نهج البلاغه ، آخه هروقت یه چیزی حالم رو میگیره میرم سراغ نهج البلاغه ؛ چون موضوع بندی شده و هر موضوعی را راحت می شه پیدا کرد .

مثلاً یه ترم که با هزار امید و آرزو انتخاب واحد کردم که بهترین نمره ها رو بگیرم و با سهل انگاری خودم یه لیست نمره های زپرتی دستم رسید به کلی از درس و همه چیز دل بریدم حالم گرفته بود . می دو نید نهجالبلاغه چی داشت ؟ : « اگر به آنچه می خواستی نرسیدی ؛ از آن چه هستی نگران نباش (حکمت 69) » واقعا ً تاثیرگذار بود. همون (ماهی رو هروقت از آب بگیری تازه س ) خودمون ولی با یه لحن دیگه از حضرت علی ...

رفتم سراغ نهج البلاغه ................... (زن) را جستجو کردم

 

اولین جواب : حکمت 234: برخی از نیکوترین خلق و خوی زنان زشت ترین اخلاق مردان است ، مانند ، تکبر ،ترس ، بخل : هرگاه زنی متکبر باشد ، بیگانه را به حریم خود راه نمیدهد ؛اگر بخیل باشد اموال خود و شوهرش را حفظ میکند و چون ترسان باشد از هرچیزی که به آبروی او آسیب برساند فاصله می گیرد .

    

دومین جواب : خطبه 80 (کوتاه است بخوانید)

 

سومین :حکمت124: غیرت زن کفر آور ، و غیرت مرد نشانه ایمان اوست ؟؟؟(یعنی چه ؟ هر کی میدونه بگه )

 

چهارم :اواخر نامه 31 :در امور سیاسی کشور از مشورت با زنان بپرهیز ، که رای آنها زود سست می شود و تصمیم آنها ناپایدار است .

در پردهی حجاب نگاهشان دار ، تا نامحرمان را ننگرند ، زیرا سخت گیری در پوشش ، عامل سلامت و استواری آنهاست . بیرون رفتن زنان بدتر از آن نیست که افراد غیر صالح را در میانشان آوری ، و اگر بتوانی بگونای زندگی کنی که غیر از تو را نشناسد چنین کن.کاری که برتر از توانایی زن است به او وامگذار ، که زن گل بهاری است ، نه پهلوانی سخت کوش ؛ مبادا در گرامی داشتن زن زیاده روی کنی که او را به طمع ورزی کشانده برای دیگران به ناروا شفاعت کند . ( پاورقی: نقد تفکر فمینیسم (اصالت دادن به زن یا زن سالاری)بلکه باید همه عوامل تربیت و نظارت را به کار گرفت تا زنان جامعه به آسانی راه کمال را بپیمایند .)

بپرهیز از غیرت به جا دادن بیجا که درستکار را به بیماردلی ، و پاکدامن را به بدگمانی رساند ،...

 

فکر کنم همین آخری جواب همه سوال هام رو داد

 

الان که شما دارید این مطلب رو میخونید میدونم اون چیزی که چند هزار سال بشر انجام داده درست بوده و این حرفهای جدید مثل نقش زن در اجتماع و فعالیت و ... به خاطر ارزان بودن نیروی کار زن شروع شده ، با نظریه های مختلف پرورش داده شده و می خواهند آن را با نام های مختلف «آزادی و دمکراسی و حقوق بشر و ...»و چنین کلمات زیبا و با استفاده و منظور پست به زور به خورد تام دنیا بدهند و رو همین حرفها هست که وقتی در ایران یه زن کار مردها رو انجام می ده سریع میروند سراغش و مصاحبه و تلویزیون و... که بگن ما هم دموکراتیک و آزادی و ... . ولی فراموش نکنیم ما مسلمانیم و بهترین ها و کاملترین ها برای انسان در این دین است و نباید به همه ی نظریه های غربی چشم و گوش بسته توجه کرد .

 

از اینکه با نظرات خود من را راهنمایی کنید خوشحال می شوم .

 

      

 

 

 

 

 


نوشته شده توسط محمد جواد فروغی اصل در شنبه 17 آذر 1386 و ساعت 05:12 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 نوشته های پیشین
+ my god
+ گفتگو با خدا
+ توضیحاتی در مورد جایگاه حجاب در آئین ایرانیان باستان زرتشت
+
+
+ شهر نور مازندران
+ یاد خدا
+ یک سوال مهم
+ آدم و روزگار
+ گذشت عمر
+ من تو را آسان نیاوردم به دست
+ کلید های میانبر
+
+ آیا میدانید؟
+ سعادت و خوشبختی از دیدگاه پیامبر

صفحات :
1 2 3 4