تبلیغات
شهر نور - قرآن نور است
 قرآن نور است ...

نورالانوار ذات‌ مقدس‌ حضرت‌ احدیّت‌است‌: «اَللهُ نُورُ السَّم'وات‌ِ وَ الاَرض‌ِ»؛ زیرا خداوند روشنی‌ و روشنی‌بخش‌ همة‌ عالم‌وجود است‌. قرآن‌ چون‌ كلام‌ اوست‌ نور است‌؛ و پیامبر(ص)چون‌ فرستادة‌ اوست‌ نوراست‌؛ اسلام‌ نیز آیین‌ اوست‌، پس‌ نور است‌

یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمْ بُرْهَانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَیْكُمْ نُورًا مُبِینًا (174)

ای‌ مردم‌، برای‌ شما از جانب‌ پروردگارتان‌ دلیل‌ روشنی‌آمد؛ و نوری‌ آشكار به‌ سوی‌ شما فروفرستاده‌ایم‌

 امام‌ رضا(ع)در شأن‌ قرآن‌ می‌فرمایند: «هُوَ حَبل‌ُ اللهِ المَتین‌ُ وَ عُروَتُه‌ُ الوُثقی‌' وَ طَریقَتُه‌ُالمُثلی‌' اَلمُؤَدّی‌ اِلَی‌ الجَنَّة‌ِ و المُنجی‌ مِن‌َ النّارِ لا یَخلُق‌ُ عَلَی‌ الاَزمِنَة‌ِ وَ لا یَغَث‌ُ عَلَی‌ الاَلسِنَة‌ِ لاَنَّه‌ُلَم‌ یَجعَل‌ لِزَمان‌ٍ دُون‌َ زَمان‌ٍ بَل‌ جَعَل‌َ دَلیل‌َ البُرهان‌ِ وَالحُجَّة‌َ عَلی‌' كُل‌ِّ اِنسان‌ٍ لایَأتیه‌ِ الباطِل‌ُ مِن‌ بَین‌ِیَدَیه‌ِ وَ لا مِن‌ خَلفِه‌ِ تَنزیل‌ٌ مِن‌ حَكیم‌ٍ حَمیدٍ.» (قرآن‌ ریسمان‌ و دستگیرة‌ محكم‌ الهی‌ است‌. قرآن‌ برترین‌ راهی‌ است‌ كه‌ به‌ سوی‌بهشت‌ ره‌ می‌برد و از آتش‌ دوزخ‌ می‌رهاند. گذشت‌ زمان‌ آن‌ را فرسوده‌ نمی‌كند و گفتارآدمیان‌ آن‌ را تباه‌ نمی‌سازد؛ زیرا مختص‌ زمانی‌ نیست‌، بلكه‌ خداوند آن‌ را دلیل‌ روشن‌ ومحكمی‌ برای‌ همگان‌ قرار داده‌ است‌. از پیش‌ رو و پشت‌ سر خط‌ بطلان‌ بر آن‌ كشیده‌نمی‌شود؛ كتابی‌ است‌ فرودآمده‌ از سوی‌ خداوند حكیم‌ حمید.)

تا قیامت می‌زند قرآن، ندا------------------ ای گروهی جهل را گشته فدا

كه مرا افسانه می‌پنداشتید------------------ تخم طعن و كافری می‌كاشتید

خود بدیدید آن كه طعنه می‌زدید-------------- كه شما فانی و افسانه بدید

من كلام حقم و قائم به ذات------------------ قوت جان جان و یاقوت زكات

نور خورشیدم فتاده بر شما------------------- لیك از خورشید ناگشته جدا

نك منم ینبوع آن آب حیات------------------- تا رهانم عاشقان را از ممات

دفتر سوم مثنوی

مولانا هیچ كتاب یا نوشته‌ای را برازنده قیاس با قرآن، و دراندازه موازنه با كلام وحی نمی‌داند. او میان قرآن وهر نوشته و‌ كتابی، فاصله‌ای به درازای حقیقت تا مجاز می‌داند. مولانا در دفتر چهارم می‌گوید آن كس كه قرآن را برای خاموش كردن و فرونشاندن غم و ملامت خود و مشغول كردن خود می‌خواند و یا اینكه بخواهد با خواندن قرآن، غصه و غم را از جان خود ببرد و یا زبانه‌های آتش وسواس را خاموش كند در حقیقت برای قرآن، فضیلت و ارزشی بیش از كلیله و دمنه در نظر خود نیاورده است. به تعبیر او آتش را با بهر آبی می‌توان خاموش كرد؛ چه پاك باشد و چه ناپاك.

شاهنامه یا كلیله پیش تو------------------------- همچنان باشد كه قرآن از عُتُو

فرق آن گه باشد از حق و مجاز------------------ كه كند كحل عنایت چشم باز

ورنه پُشك و مشك پیش اخشمی------------------ هر دو یكسان است چون نبود شمی

خویشتن مشغول كردن از ملال------------------ باشدش قصد از كلام ذوالجلال

كآتش وسواس را و غصه را-------------------- زآن سخن بنشاند و سازد دوا

بهر این مقدار آتش شاندن----------------------- آب پاك و بول یكسان شد به فن

آتش وسواس را این بول و آب------------------- هر دو بنشانند همچون وقت خواب

لیك اگر واقف شوی زین آب پاك----------------- كه كلام ایزد است و روحناك

نیست گردد وسوسه‌ی كلی ز جان---------------- دل بیابد ره به سوی گلستان

زآن كه درباغی و در جویی پرد------------------ هر كه از سرصحف بویی بر

دفتر چهارم


این ابیات و سخنان مولانا به این معنا است كه كلام وحناك ایزد، همه این فضیلت‌ها را دارد، امّا نباید آن را برای یكی از آنها- بدون دیگری- خواست و خواند. قرآن آتش وسوسه را خاموش می‌كند و ملامت را از جان دور می‌كند، اما وقتی وسوسه به طور كل و ملامت وناراحتی یكسره از جان می‌رود كه كلام الله بودن آن در نظر باشد و به آن به چشم سخن خدا نگاه شده باشد؛ نه وسیله‌ای برای مداوای دردها و بهانه‌ای برای رسیدن به مقام‌ها.


نوشته شده توسط محمد جواد فروغی اصل در سه شنبه 9 مرداد 1386 و ساعت 07:07 ق.ظ
ویرایش شده در سه شنبه 9 مرداد 1386 ساعت 07:07 ق.ظ
 نوشته های پیشین
+ my god
+ گفتگو با خدا
+ توضیحاتی در مورد جایگاه حجاب در آئین ایرانیان باستان زرتشت
+
+
+ شهر نور مازندران
+ یاد خدا
+ یک سوال مهم
+ آدم و روزگار
+ گذشت عمر
+ من تو را آسان نیاوردم به دست
+ کلید های میانبر
+
+ آیا میدانید؟
+ سعادت و خوشبختی از دیدگاه پیامبر

صفحات :