تبلیغات
شهر نور - آدم و روزگار
 آدم و روزگار ...

می دونی دنیا وفا نداره / یا اگر داره بقا نداره/ آدمی با دل پر امیدش / رو به درگاه خدا میاره

زندگی یا که سیاه یا که سفیده واسه تو / توی نا امیدی ها گاهی امیده واسه تو

اشک گرم و آه سرد همیشه همراه تو هست / زندگی بی دغدغه خیلی بعیده واسه تو

آدمی به خوب و بد همیشه عادت می کنه /هر کسی یه جور خداوند رو عبادت می کنه

یکی بخشش میکنه جونشو با عزت نفس / دیگری بهر یه لقمه نون شکایت میکنه

آدما رنگ و وورنگی ، زندگی شهر فرنگی/ یکی با خودش گلاویز مثل برگ و باد پاییز

تنها از آدما یک خاطره بر جا می مونه / از تمام عمر ما فقط یه رویا می مونه


نوشته شده توسط محمد جواد فروغی اصل در یکشنبه 27 آبان 1386 و ساعت 03:11 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 نوشته های پیشین
+ my god
+ گفتگو با خدا
+ توضیحاتی در مورد جایگاه حجاب در آئین ایرانیان باستان زرتشت
+
+
+ شهر نور مازندران
+ یاد خدا
+ یک سوال مهم
+ آدم و روزگار
+ گذشت عمر
+ من تو را آسان نیاوردم به دست
+ کلید های میانبر
+
+ آیا میدانید؟
+ سعادت و خوشبختی از دیدگاه پیامبر

صفحات :