تبلیغات
شهر نور - یک سوال مهم
 یک سوال مهم ...

این مطلب رو که می نویسم به خاطر یه موضوعی  است که چند وقت پیش اتفاق افتاد .

این مسئله پیش اومد که خانم ها دارند دانشگاه را از دست آقایان می گیرند و آقایان باید بروند خونه آشپزی کنند و کار های خانه را انجام بدهند!!!!!

یه سوال برام مطرح شد:

چرا تا به حال که چند هزار سال از عمر بشر می گذره این اتفاق نیفتاده بوده است؟

چرا تا حالا مردها بیرون کار می کردند و زن ها کارهای خانه رو انجام میداده اند؟

چرا جدیداً این مسائل مطرح شده است؟

من از فیمینیست و این چیزا هم نه سر در می آرم و نه دوست دارم سر در بیارم آخه این چیز ها مال غربی هاست و بذار برا خودشون بمونه!!! ما مسلمونیم و می تونیم همه چیز رو در قرآن و دین پیدا کنیم .

خلاصه گفتم برم از مادرم بپرسم ؟ هرچی باشه اون قدیمی تره و هنوز به تقسیم کارها به روش قدیم (مرد پول در میاره و زن خونه داری میکنه و پول ها رو خرج میکنه) معتقده .

یه مکالمه :

من: مامان حاضری بذاری بابا غذا بپزه ؟ بذاری بابا لباس ها رو بشوره ؟ ...

 

مادر : ... نه ؛ بابات نمی تونه ؟

 

من : چرا ؟ یادش بده ؟ هرکس هر چی یاد بگیره میتونه انجام بده

 

مادر : بحث یادگیری نیست ؛ بحث صبر و حوصله هست ؛ این کارها صبر می خواد ؛ حوصله می خواد ؛هنر میخواد؛سلیقه میخواد ؛ مگه شما حوصله این کارا رو دارین؟ شما که می خواید همه چیز رو سر هم بندی کنید ؟ این کارا ظرافت میخواد ؟ مرد برا کارهای سخت ساخته شده ، زن برا کار های لطیف .

 

من : یعنی چی ؟ دو تاشون آدمند یعنی چی هر کدام برای یه کاری ساخته شده ؟ آدم آدمه ، هر کاری بخواد می تونه انجام بده ( البته با غرض می پرسیدم . میخواستم بدونم چی میگه ؟ وگرنه در کتاب دینی دبیرستان خونده بودم ،بحث تساوی و تشابه حقوق زن و مرد ؛ و اون مثال که « یه بابایی می خواسته برا بچه هاش ارث بگذاره و یه ماشین و یه خونه و یه زمین با ارزش مساوی داشته و هر کدام رو بنا به استعدادشون به یکیشون داده» )

 

مادر : نه ؛ خدا ذات زن و مرد رو این جوری آفریده . مرد خشن و زن لطیف ، مرد کارهای قوی و زن کار های ظریف ؟ مرد باید بیرون کار کنه و زن کارای خونه رو انجام بده؟

 

من : این حرفا قدیمیه!!؟ یعنی شما میگین اصلا زنها نباید کار کنن و فعالیت کنند و پول در بیارند ؟

 

مادر : تا اون جا که ممکنه ، نه ، اگه هم مجبور شن کارهای متناسب با خودشون ، نه اینکه برن تو قصابی تِی بکشند و بشن راننده کامیون ... اصلا قدیم نمی گذاشتند ما بریم در دکان قصابی ؛ میگفتند خوب نیست دختر بره در دکان قصابی  چه برسه به این که اونجا کار کنه ؟!!! یا زن بره راننده ی کامیون بشه ؟ خیلی بده ؛ یا بره مکانیک بشه ؟ با هر کس و ناکسی سر و کله بزنه ؟ بعد این صدا و سیما هم با افتخار نشون بده که ایران زنها زندانی نیستند و کار میکنن. غیرت مرد ها کجا رفته ؟ حاضرن زنشون و خواهرشون و دخترشون برا پول با همه سر وکله بزنه .

 زن باید کارهایی که دقت می خواد انجام بده . حسابداری ، مدیریت و کارهای اداری ...

حالا هم بر  بذار به کارهام برسم

 

حرفهای مادرم تا حدی درست و تا حدی قدیمی بود ؟ ولی خوب که فکر کردم دیدم هزاران سال مردم این جوری زندگی میکردند ، اگه بد بود پس چرا تا حالا (ده بیست سال پیش) این جوری بوده و یه دفعه عوض شده ؟ یعنی چند هزار سال مردم نمی فهمیدند و یه دفعه همه چیز رو فهمیدند؟ پس تکلیف ای داستان چی میشه؟

که بعد از ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه قرار شد پیامبر امور زندگی رو بینشون تقسیم کنه و کارهای خونه را به حضرت زهرا واگذار کرد و کارهای بیرون را به حضرت علی و هردوشون هم خوشحال شدند

مگه پیامبر که معصوم هست اشتباه هم میکنه ؟ معلومه پیامبر برای پاره ی تنش و برادر وحتی خودش ( مربوط به قضیه مباهله که  حضرت علی  نفس پیامبر گفته شده است ) بخواد تصمیم بگیره بهترین تصمیم رو نمیگیره ؟

چرا حضرت فاطمه خوشحال میشه ؟ مگه نمی خواد در جامعه فعالیت داشته باشد ؟ اصلاً بگیریم فضای قدیم فرق میکرده ؛ فکر نکنم پیامبر در مورد فضا و زمان و مادیات تصمیم می گرفته و هر چه گفته را می توان به فطرت و ذات آدمی که تغییر ناپذیر است ربط داد .!!!!!!!

« وای ! چقدر سوال ؟ دارم گیج می شم » رفتم سراغ نهج البلاغه ، آخه هروقت یه چیزی حالم رو میگیره میرم سراغ نهج البلاغه ؛ چون موضوع بندی شده و هر موضوعی را راحت می شه پیدا کرد .

مثلاً یه ترم که با هزار امید و آرزو انتخاب واحد کردم که بهترین نمره ها رو بگیرم و با سهل انگاری خودم یه لیست نمره های زپرتی دستم رسید به کلی از درس و همه چیز دل بریدم حالم گرفته بود . می دو نید نهجالبلاغه چی داشت ؟ : « اگر به آنچه می خواستی نرسیدی ؛ از آن چه هستی نگران نباش (حکمت 69) » واقعا ً تاثیرگذار بود. همون (ماهی رو هروقت از آب بگیری تازه س ) خودمون ولی با یه لحن دیگه از حضرت علی ...

رفتم سراغ نهج البلاغه ................... (زن) را جستجو کردم

 

اولین جواب : حکمت 234: برخی از نیکوترین خلق و خوی زنان زشت ترین اخلاق مردان است ، مانند ، تکبر ،ترس ، بخل : هرگاه زنی متکبر باشد ، بیگانه را به حریم خود راه نمیدهد ؛اگر بخیل باشد اموال خود و شوهرش را حفظ میکند و چون ترسان باشد از هرچیزی که به آبروی او آسیب برساند فاصله می گیرد .

    

دومین جواب : خطبه 80 (کوتاه است بخوانید)

 

سومین :حکمت124: غیرت زن کفر آور ، و غیرت مرد نشانه ایمان اوست ؟؟؟(یعنی چه ؟ هر کی میدونه بگه )

 

چهارم :اواخر نامه 31 :در امور سیاسی کشور از مشورت با زنان بپرهیز ، که رای آنها زود سست می شود و تصمیم آنها ناپایدار است .

در پردهی حجاب نگاهشان دار ، تا نامحرمان را ننگرند ، زیرا سخت گیری در پوشش ، عامل سلامت و استواری آنهاست . بیرون رفتن زنان بدتر از آن نیست که افراد غیر صالح را در میانشان آوری ، و اگر بتوانی بگونای زندگی کنی که غیر از تو را نشناسد چنین کن.کاری که برتر از توانایی زن است به او وامگذار ، که زن گل بهاری است ، نه پهلوانی سخت کوش ؛ مبادا در گرامی داشتن زن زیاده روی کنی که او را به طمع ورزی کشانده برای دیگران به ناروا شفاعت کند . ( پاورقی: نقد تفکر فمینیسم (اصالت دادن به زن یا زن سالاری)بلکه باید همه عوامل تربیت و نظارت را به کار گرفت تا زنان جامعه به آسانی راه کمال را بپیمایند .)

بپرهیز از غیرت به جا دادن بیجا که درستکار را به بیماردلی ، و پاکدامن را به بدگمانی رساند ،...

 

فکر کنم همین آخری جواب همه سوال هام رو داد

 

الان که شما دارید این مطلب رو میخونید میدونم اون چیزی که چند هزار سال بشر انجام داده درست بوده و این حرفهای جدید مثل نقش زن در اجتماع و فعالیت و ... به خاطر ارزان بودن نیروی کار زن شروع شده ، با نظریه های مختلف پرورش داده شده و می خواهند آن را با نام های مختلف «آزادی و دمکراسی و حقوق بشر و ...»و چنین کلمات زیبا و با استفاده و منظور پست به زور به خورد تام دنیا بدهند و رو همین حرفها هست که وقتی در ایران یه زن کار مردها رو انجام می ده سریع میروند سراغش و مصاحبه و تلویزیون و... که بگن ما هم دموکراتیک و آزادی و ... . ولی فراموش نکنیم ما مسلمانیم و بهترین ها و کاملترین ها برای انسان در این دین است و نباید به همه ی نظریه های غربی چشم و گوش بسته توجه کرد .

 

از اینکه با نظرات خود من را راهنمایی کنید خوشحال می شوم .

 

      

 

 

 

 

 


نوشته شده توسط محمد جواد فروغی اصل در شنبه 17 آذر 1386 و ساعت 06:12 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 نوشته های پیشین
+ my god
+ گفتگو با خدا
+ توضیحاتی در مورد جایگاه حجاب در آئین ایرانیان باستان زرتشت
+
+
+ شهر نور مازندران
+ یاد خدا
+ یک سوال مهم
+ آدم و روزگار
+ گذشت عمر
+ من تو را آسان نیاوردم به دست
+ کلید های میانبر
+
+ آیا میدانید؟
+ سعادت و خوشبختی از دیدگاه پیامبر

صفحات :